دوست واقعی

از کسی پرسیدند کدامین خصلت از خدای خود را دوست داری؟گفت:همین بس که میدانم او میتواند مچم را بگیرد اما دستم را میگیرد

دوست واقعی

از کسی پرسیدند کدامین خصلت از خدای خود را دوست داری؟گفت:همین بس که میدانم او میتواند مچم را بگیرد اما دستم را میگیرد

مرجع دانلود فایل های دانش پژوهی

هر چه کنی به خود کنی

سه شنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۴ ب.ظ

زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد.

مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت.


روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم!


مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد!


زن با نا باوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده!

غروب به خانه آمد .


مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد .

زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟

مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید!

زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟


مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم!


هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان 

پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان



"امام صادق علیه السلام فرمود:

در زمان حضرت موسی-علیه السلام-مردی با زنی زنا کرد وقتی به خانه خویش آمد،مردی را با زن خود دید،آن مرد را نزد حضرت موسی آوردواز او شکایت کرد.

درآن لحظه جبرئیل بر آن حضرت نازل شد وگفت:هر کس به ناموس دیگران تجاوز کند به ناموس خودش تجاوز کنند، حضرت موسی به آن دو فرمود:با عفت باشید تا ناموستان محفوظ بماند.


بنابراین، مؤمن با غیرت هرگز به ناموس دیگران نگاه حرام نمی کند، چرا که نمی خواهد کسی به ناموسش نظر بد داشته باشد.

  • یاسمین

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی